رهایی
راه در جهان یکی است و آن راه راستی است و این راه منتهی است بر رهایی
و بدان همراه این ره رهسویه ایست بر رهایی (( ای همراه به ره آ )).
زندگی ..... نبرد...... سختی ....... درد ....... رهایی
باید رهایی آدمی را خواست .
(( کسانی که برای انسانها پیکار کردند ، رنج بردند و پیروز شدند ))
راه ........آه
درد شکافت پوستی است که ادراک شما را در خود پیچیده باشد و مستور بدارد .
همانا بدانید تا دامنی دریده نشود و تنی از درد به خود نالیده نشود زایشی روی نخواهد داد
همانا بر دامن خاک تا هسته ای پوست نشکافد و مغز به گرمای آفتاب ننماید هرگز جوانه ای نروید
او می گفت ::
زندگی نبرد انسانهاست ، بدانید زندگی به نبرد لذت بخش و نبرد به سختی .
همانا نادانایان از سختی نبرد شکوه و شکایت دارند ، اما آنها نمی دانند که از پس این سختی
شکوه و شوکت زاییده شود .
(( همانا شکوه گران نادانایانند ، اینان چشم دارند و نمی بینند ، گوش دارند و نمی شنوند . ))
او میگفت ::
انسان غالبا از نیازهای دروغینش آگاه است اما از نیازهای راستی بی خبر .
زندگی نبرد انسانهاست و با جوشش اندیشه آغاز همانا انسان زمانی در حقیقت متولد می شود
که به شناختی واقعی و روشن از محیط خود و افرادش دست یابد.
و آن هنگام که قادر به درک واقعیات و مبارزه ی انسانی نباشد و از زندگی بهراسد مرده است.
ما چیزی نیستیم ، جز همانی هستیم که از خود می خواهیم وآنچه در خود می سازیم .
ما سربازان رزم زندگی هستیم ، درفشمان هم زندگی ساز است نه زندگی بر انداز قدرتمان
ناشی از قدرت انسانهاست ، همانسان که زبونیمان معلول خودمان
از ره غفلت به گدایی رسی گر به خود آیی به خدائی رسی
باید رهایی آدمی را خواست ، باید بیش از هر چیز آزاد ساختن را به عنوان ارزش شمرد .
و تو ای همراه که نیرو و تن و اندیشه ات را برای رهایی بکار خواهی گرفت ،با تو که هر
چه را می خواهی انسانی و برای انسانهاست :::
من و تو تا آنزمان که به هدفمان نرسیم با آرامش بیگانه ایم و آنرا نمی خواهیم .
آه
هدف زندگی انسانهای امروز بیشتر در بردن گلیم خویش از موج است تا سعی در گرفتن غریق
این انسان از خود رانده و با خود بیگانه کیست و چیست؟؟؟؟؟
و بدان همراه این ره رهسویه ایست بر رهایی (( ای همراه به ره آ )).
زندگی ..... نبرد...... سختی ....... درد ....... رهایی
باید رهایی آدمی را خواست .
(( کسانی که برای انسانها پیکار کردند ، رنج بردند و پیروز شدند ))
راه ........آه
درد شکافت پوستی است که ادراک شما را در خود پیچیده باشد و مستور بدارد .
همانا بدانید تا دامنی دریده نشود و تنی از درد به خود نالیده نشود زایشی روی نخواهد داد
همانا بر دامن خاک تا هسته ای پوست نشکافد و مغز به گرمای آفتاب ننماید هرگز جوانه ای نروید
او می گفت ::
زندگی نبرد انسانهاست ، بدانید زندگی به نبرد لذت بخش و نبرد به سختی .
همانا نادانایان از سختی نبرد شکوه و شکایت دارند ، اما آنها نمی دانند که از پس این سختی
شکوه و شوکت زاییده شود .
(( همانا شکوه گران نادانایانند ، اینان چشم دارند و نمی بینند ، گوش دارند و نمی شنوند . ))
او میگفت ::
انسان غالبا از نیازهای دروغینش آگاه است اما از نیازهای راستی بی خبر .
زندگی نبرد انسانهاست و با جوشش اندیشه آغاز همانا انسان زمانی در حقیقت متولد می شود
که به شناختی واقعی و روشن از محیط خود و افرادش دست یابد.
و آن هنگام که قادر به درک واقعیات و مبارزه ی انسانی نباشد و از زندگی بهراسد مرده است.
ما چیزی نیستیم ، جز همانی هستیم که از خود می خواهیم وآنچه در خود می سازیم .
ما سربازان رزم زندگی هستیم ، درفشمان هم زندگی ساز است نه زندگی بر انداز قدرتمان
ناشی از قدرت انسانهاست ، همانسان که زبونیمان معلول خودمان
از ره غفلت به گدایی رسی گر به خود آیی به خدائی رسی
باید رهایی آدمی را خواست ، باید بیش از هر چیز آزاد ساختن را به عنوان ارزش شمرد .
و تو ای همراه که نیرو و تن و اندیشه ات را برای رهایی بکار خواهی گرفت ،با تو که هر
چه را می خواهی انسانی و برای انسانهاست :::
من و تو تا آنزمان که به هدفمان نرسیم با آرامش بیگانه ایم و آنرا نمی خواهیم .
آه
هدف زندگی انسانهای امروز بیشتر در بردن گلیم خویش از موج است تا سعی در گرفتن غریق
این انسان از خود رانده و با خود بیگانه کیست و چیست؟؟؟؟؟
+ نوشته شده در پنجشنبه ششم اردیبهشت 1386ساعت 12:14  توسط حمید راهدان
|
